X
تبلیغات
من مرد تنهای شبم

من مرد تنهای شبم

مظلوم عشق

مظلوم عشقم گرفتار يار

مثل پرنده هوادار يار

مثل يه سايه به همراه يار

بود و نبودم به دلخواه يار

هرچي كه يار گفت دلم گفت بچشم

از گل و خار گفت دلم گفت بچشم

هرجا كه يار بود دلم گفت برو

با گل و خار بود دلم گفت برو

رو شد دل من به افسون يار

فكر دل من پريشون يار

گوشه چشمام فقط جاي يار

كار دو چشمام تماشاي يار

يار اگه جانانه خريدار شد

دل گل سرخ توي بازار شد

آي گل سرخ دل من خار شد

هرچي شد از دست همين يار شد

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/23ساعت 21:44  توسط نیاز  | 

کالا بخر ..... جایزه ببر

فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی

 وریتا

عرضه جدیدترین و بهترین محصولات آرایشی و بهداشتی در شهرستان

                                          * نمایندگی رسمی و انحصاری خاویار اریس*

ارمغانی از دل طبیعت 

سایه چشم مخملی دو کاره اکلیلی اریسکرم مو آفتاب گردان (170 گرمی) اریس

                   سایه اکلیلی                                                     کرم مو آفتابگردان

و هزاران محصول بی نظیر دیگر...

بهمراه جشنواره بزرگ مصرف کننده(با خرید هر محصول از خاویار اریس بدون قرعه کشی جایزه بگیرید)

نمایندگی رسمی محصولات درموفیل فرانسه

نماینده رسمی محصولات نیوا

شهرستان انار- بازار بزرگ صاحب الزمان

منتظرتان هستیم

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/26ساعت 12:48  توسط نیاز  | 

قسمت نبود؟؟؟!!!

خودت ميدوني ميدونم دليل رفتنت چي بود!

اما ميتونستي نري چرا ميگي قسمت نبود؟

اگه قسمت نبود چرا تو موندي؟خدا چرا مارو بهم رسوندي؟

اگه ميدونستي يه روزي ميري چرا روزا رو تا اينجا كشوندي؟

چي بودم چي شدم بخاطر تو ولي پشت دلم رو خالي كردي

حالا اسمت مياد گريم ميگيره نميدوني كه با دلم چه كردي!

اگه در حق تو خوبي نكردم بدون كه خالي بود دستاي سردم

ولي من در عوض هرچي كه بودم با احساسات تو بازي نكردم

اگرچه ميدونم دوستم نداري به هر در ميزنم تنهام نزاري

اگر پاي كسي هم در ميونه بزار اسمت اقلا روم بمونه

دم آخر بزار دست توي دستام بزار بهت بگم دردم چي بوده

فقط لطفي كن و حرفام و بشنو شايد ديگه نگي قسمت نبوده!

اگر تصميم رفتن رو گرفتي ببخش اگر پشيمونت نكردم

آره من واسه تو كم بودم اما با احساسات تو بازي نكردم

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/05ساعت 12:49  توسط نیاز  | 

بهار غم انگيز از هوشنگ ابتهاج

بهار آمد گل و نسرين نياورد
نسيمي بوي فروردين نياورد
پرستو آمد و از گل خبر نيست
چرا گل با پرستو همسفر نيست
چه افتاد اين گلستان را ، چه افتاد
كه آيين بهاران رفتش از ياد؟
چرا مينالد ابر برق در چشم؟
چه ميگريد چنين زار از سر خشم؟
چرا خون ميچكد از شاخه گل؟
چه پيش آمد؟ كجا شد بانگ بلبل؟
چه دردست اين؟ چه دردست اين؟ چه دردست؟
كه در گلزار ما اين فتنه كرده است؟
چرا در هر نسيمي بوي خون است؟
چرا زلف بنفشه سرنگون است؟
چرا سربرده نرگس در گريبان؟
چرا بنشسته قمري چون غريبان؟
چرا پروانگان را پر شكسته است؟
چرا هر گوشه گرد غم نشسته است؟
چرا مطرب نميخواند سرودي؟
چرا ساقي نميگويد درودي؟
چه آفت راه اين هامون گرفتست؟
چه دشت است اين كه خاكش خون گرفتست؟
چرا خورشيد فروردين فرو خفت؟
بهار آمد ؟ گل نوروز نشكفت
مگر خورشيد و گل را كس چه گفتست؟
كه اين لب بسته و آن رخ نهفتست؟
مگر دارد بهار نورسيده
دل و جاني چو ما ، در خون كشيده
مگر گل نوعروس شوي مرده است؟
كه روي از سوگ و غم در پرده برده است؟
مگر خورشيد را پاس زمين است؟
كه از خون شهيدان شرمگين است؟
بهارا تلخ منشين ! خيز و پيش آي
گره وا كن ز ابرو ، چهره بگشاي
بهارا خيز و زان ابر سبكرو
بزن آبي بروي سبزه نو
سرو رويي به سرو و ياسمن بخش
نوايي نو به مرغان چمن بخش
بر آر از آستين دست گل افشان
گلي بر دامن اين سبزه بنشان
گريبان چاك شد از ناشكيبان
برون آور گل از چاك گريبان
نسيم صبحدم گو نرم برخيز
گل از خواب زمستاني برانگيز
بهارا ، بنگر اين دشت مشوش
كه ميبارد بر آن باران آتش
بهارا ، بنگر اين خاك بلا خيز
كه شد هر خاربن چون دشنه خونريز
بهارا ، بنگر اين صحراي غمناك
كه هر سو كشته اي افتاده بر خاك
بهارا ، بنگر اين كوه و در و دشت
كه از خون جوانان لاله گون گشت
بهارا ، دامن افشان كن ز گلبن
مزار كشتگان را غرق گل كن
بهارا از گل و مي آتشي ساز
پلاس درد و غم در آتش انداز
بهارا شور شيرينم برانگيز
شرار عشق ديرينم برانگيز
بهارا شور عشقم بيشتر كن
مرا با عشق او شير و شكر كن
گهي چون جويبارم نغمه آموز
گهي چون آذرخشم رخ برافروز
مرا چون رعد و طوفان خشمگين كن
جهان از بانگ خشمم پر طنين كن
بهارا زنده ماني زندگي بخش
به فروردين ما فرخندگي بخش
هنوز اينجا جواني دلنشين است
هنوز اينجا نفسها آتشين است
مبين كاين شاخه بشكسته ، خشك است
چو فردا بنگري پر بيدمشك است
مگو كاين سرزميني شوره زار است
چو فردا در رسد ، رشك بهار است
بهارا باش كاين خون گل آلود
برآرد سرخ گل چون آتش از دود
برآيد سرخ گل خواهي نخواهي
وگرنه خود صد خزان آرد تباهي
بهارا ، شاد بنشين ، شاد بخرام
بده كام گل و بستان ز گل كام
اگر خود عمر باشد ، سر برآريم
دل و جان در هواي هم گماريم
ميان خون و آتش ره گشاييم
ازين موج و ازين طوفان برآييم
دگربارت چو بينم ، شاد بينم
سرت سبز و دلت آباد بينم
به نوروز دگر ، هنگام ديدار
به آيين دگر آيي پديدار
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/27ساعت 23:23  توسط نیاز  | 

درد بی کسی

پروردگارم ،مهربان من

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

در هراس دم می زنم 

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"

"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"

دردم ، درد "بی کسی" بود

« دکتر علی شریعتی»

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/22ساعت 23:19  توسط نیاز  | 

برداشت آزاد!!!

بيچاره من كه بعد تو آواره ميشم

باورم نميشه كه رفتي از پيشم

روزا ميگذشتن ولي اما به سختي

اومدم به ديدنت اما تو رفتي

چاره درد من مرگم رسيده

اينجا هم تا قبله ام صبرم نميده

اومدم نزارم عشقت و ببازي

اما اين رسمش نبود مهمون نوازي

ميميرم اگه از تو نشوني نمونه عزيزم

ميسوزم تا نياي چشام ومن به در ميدوزم

ميميرم نگو رفتن من واست فرقي نداره

من ميرم اما گريه نكن ديگه فايده نداره

ميرم ميرم ميرم بدون وداع

ميرم ميرم ميرم به خاطره ها

ميرم ميرم ميرم خداحافظ

بيچاره ام خستم چشم انتظارم

توي اين پس كوچه ها تنها نذارم

نيستي از تاريكي شبها ميترسم

بي وفا دارم توي سرما ميلرزم

ميترسم از غصه ها دووم نيارم

آخه هيچ نشونه اي از تو ندارم

آروم آروم دارم از غصه ميميرم

توبگو نشونتو از كي بگيرم

تموم زندگيم اينه

من و

 بغض و

در و ديوار

چي مونده از تن خستم

كه ميخواد بشكنه اين بار

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 16:4  توسط نیاز  | 

لطیفه های کمی تا قسمتی خوب

به  غضنفر ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد؟  غضنفر ميگه : يه سازماني  تشکيل شد به نام  يونس کو.

به مشهديه مي‌گن اگه تو يك اقيانوس افتاده باشي و دو تا كوسه از دو طرف قصد خوردنت رو داشته باشن، چيكار مي‌كني؟
مشهديه مي‌گه: مُرُم نوك درخت.
مي‌گن مرد حسابي تو اقيانوس درخت كجا بود؟
مي‌گه: مجبورُم، مِفَهمي؟!

به غضنفر میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!

یوزارسیف اعلام كرد اگر مقدار آبی را كه فرج الله سلحشور به این سریال بسته است بر سرزمین كنعان بسته بود، هم اكنون پدر و برادرانم در قحطی به سر نمی بردند!

پیامک (اس ام اس) . پیامکهای عاشقانه

شبی پرسیدمش با بیقراری
به غیر از من کسی را دوست داری
به چشمش اشک شد از شرم ساری
میان گریه هایش گفت آری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/16ساعت 23:20  توسط نیاز  | 

سال نو مبارک

شبنمی آهسته از چشمان برگ

می چکد بر دامن رنگین خاک

گل می افشاند به چشم آفتاب

نازخندی خوابناک

ناگهان از جای می خیزد نسیم

شاد می رقصد میان خاکسار

گفتگویی نرم می لغزد به گوش

       “هان بهار…

                   آری بهار…”

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/02ساعت 14:34  توسط نیاز  | 

نخل امید

سالروز آغاز امامت حضرت مهدی (ع) بر تمامی شیعیان و عاشقان حضرتش مبارک باد

پس کی از روز وصال تو خبر می‏آید؟

کی شب هجر تو ای دوست به سر می‏آید؟

هر مسافر به دیار و وطنش باز آمد

کی نگار من غمگین ز سفر می‏آید؟

آنی از ساحت دل یاد تو بیرون نرود

دائما صورت ماهت به نظر می‏آید

نغمه مرغ سحر می‏دهد از صبح خبر

کی پسِ شام فراق تو سحر می‏آید؟

سدّ لطف تو حفاظت کند از ما ای دوست

هر زمان جانب ما سیل خطر می‏آید

پس کی ای دوست پس از این همه خوناب جگر

نخل امید من آخر به ثمر می‏آید؟

ذوالفقار علوی چون که بگیرد در دست

پی آزادی انواع بشر می‏آید

«ملتجی» منتقم آل محمد، مهدی

پی نابودی هر فتنه و شر می‏آید

زینب‏خاتون جلال‏کمالی

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 14:52  توسط نیاز  | 

برداشت آزاد!!!

آه يكي بود يكي نبود يه عاشقي بود كه يه روز

بهم ميگفت دوست داره آخ كه دوست داره هنوز

دلم يه ديوونه شده واست ميازاره هنوز

از دل ديوونه نترس آخ كه دوست داره هنوز

واي كه دوست داره هنوز

شب كه ميشه به عشق تو غزل غزل صدا ميشم

ترانه خون قصه تموم عاشقا ميشم

گفتي كه باوفا بشم سهم من از وفا تويي

سهم من از خودم تويي سهم من از خدا تويي

گفتي كه دلتنگي نكن آخ مگه ميشه نازنين

حال پريشون من و نديدي و بيا ببين

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت 15:21  توسط نیاز  |